
و ناگهان چه زود دیر می شود!
امشب سالن یاس وزارت علوم در زرگنده بوی جدایی می دهد.خدایا به سلامت دارش!
از دکتر داوودزارعیان مدیر کل محترم روابط عمومی شرکت مخابرات صمیمانه سپاسگزارم که مرا برای تلفن دار شدن حمایت کرده است.
از کسانی هم که در مورد مطلب آخر نظر داده اند متشکرم به ویژه از دکتر عباس کاظمی عزیزم.....
مطلب اینجا است.
سال ها دوستی وهمکاری رسانه ای ،اندیشمند بودن او را برمن اثبات کرده است.تا انجا که به یاد دارم بزرگانی چون دکتر شکرخواه عزیزمان،دکتر فرقانی و....دیگرسرورانم هم همواره به اخلاق نیک هرندی در آن دوران احترام می گذارند.البته اختلاف نظر ها وسلیقه هاسر جای خود.
من نقد شما را خواندم ،می پذیرم که دونرخی شدن کاغذ از دلایل مهم بحران است ولی عوامل دیگری هم در این بحران دخیلند که برای شناخت آن ها به تحقیق بیشتر نیازمندیم.
فقط یک توصیه کوچک هم برای شما دارم.هیچگاه نقد های راهگشاوارزشمندت را با کلمات تلخ وگزنده که متضمن توهین اند ، آلوده مکن!موفق باشید.
| |
در حجمی ازدود وترافیک
به جستجوی کدامین رویا برآمده ایم؟
باران می بارد...
شورابه های تلخ
عبور نسیم را برگونه هایم بشارت می دهند...
باد
دفتر تنهایی ام را
گشوده است
نه!
دیگر دلم گرفته نیست
بغض نفسگیر ترکیده است...
بهار در راه است
تیر از چله تابستان رهایی می جوید
ومن همچنان شکوفه خواهم داد
بر سی و هفتمین جلوخان سفرنامه ام.
این شعر را به ضیاءالدین ترابی برادرشاعرم تقدیم می کنم که پس از سالها، دیروز اورا در خیابان اردیبهشت تهران یافتمش.به یاد دکتر سید حسن حسینی ،محمدعلی مردانی،نصرالله مردانی ومحمدرضا آغاسی.روحشان شاد باد.
وناگهان چه زود دیر می شود!؟
بیاییم قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم و فریب عجوز هزارداماد رانخوریم.انشاءالله.
ارم ابتدای خبر - بک گوینده خبر و حتی چینش اجزای اتاق خبر هم از دیگر موضوعهایی است که گرافیست ها در تهیه و تدوین ان نقش دارند.آقای عابدینی بخوبی گرافیک در خبر تلویزیونی را توضیح داده اند.اینجا
براساس شنیدنی ها،که امیدوارم صحت نداشته باشد، مدیران برخی از مطبوعات گفته اند با توجه به گرانی اجناس و کاهش قدرت خرید مردم،امکان افزایش قیمت تک شماره نشریات فعلا وجود ندارد.مردم نمی تواننداز خرید کالاهای مصرفی مثل نان وآب بکاهند وروزنامه بخرند.بحران گرانی کاغذ و زیان دهی ناشی از آن، ظاهرا تعدادی از صاحبان نشریات را به فکر توقف انتشار انداخته است.
فراموش نکنیم کاغذ در بازار موجود است.فقط واسطه های عزیز به سود عادلانه رضایت نمی دهند!
امیدوارم وزیر اندیشمند فرهنگ وارشاد اسلامی برای این بحران احتمالی چاره اندیشی کنند.
به دانشجویانی که در انجام پایان نامه یا رساله اشان از روش تحلیل گفتمان بهره می برند، توصیه می کنم از این نشریه ودیگر آثار ون دایک غافل نشوند.بیشتر...
|
میزگرد استادان ارتباطات می تواند برای کلاس مدیریت فرهنگ وتکنولوژی مفید باشد لطفا دانشجویان عزیز متن راببینند. |
۱۹سال پیش دست تقدیر مرا ویونس را زیر سقف کیهان نشاند.آن روزها در تحریریه کیهان کار کردن برای مالذتی عجیب داشت.ساعت هابه کار مشغول بودیم بی ان که گذشت ایام را به یاد آوریم.جنگ تمام شده بود و مخاطبان سخت گیرترشده بودند.من در ادب وهنر ویونس در سرویس خارجی نوآوری را در کارها ستایش می کردیم.پس از کیهان هم ۹سال در دانشکده ارتباطات با هم هستیم،خاطرات زیادی از آن روزها در کیهان دارم:
یک روز یونس با عجله از سلف سرویس می آمد وسروصورتش خیس خیس بود و به پهنای صورتش می خندید.ازش پرسیدم آب تنی کردی؟
گفت:داشتم صورتم را می شستم که چند لحظه ای چشمام جایی رو ندید.
گفتم: خوب واسه چی؟
گفت:گیج و منگ بودم تا این که فکرم از صفه بندی و کارهای امروز کمی دور شد. دقت کردم، آرام آرام در لابلای مه وریزش آب، آیینه را دیدم.
گفتم:خوب اشکال کار کجا بود؟
گفت:از بس سرم شلوغ بود عینکم رو برنداشته بودم !
آن روز ساعت ها خندیدیم تا سختی کار را فراموش کنیم.
خاطرات شیرین من از دکتر شکرخواه در دو دهه دوستی وبرادری بی انتها است.
یادم باشد«جانم بلی »راهم یک روز برایتان بنویسم.
یونس!ایام به کام.درپناه حضرت دوست سبز باشی وبالنده!اینجا را ببینید.
همین ماجرا را در مدخل ورودی مقابل هم داشتیم .رانندگان فکر می کردند در یک طرفه می رانندوتندی می آمدند سمت ما!
از سردار رویانیان عزیز می خواهم:
۱-هرگونه تغییری در جاده ها را با تابلوی راهنما مشخص کنید بخصوص برای ادم هایی مثل من که علم غیب نداریم!
۲-علت عدم حضور پلیس را در این منطقه بررسی کنید.کیلو مترهاراندیم اما از ماموران خبری نبود.چه کسی جاده را بسته بود؟چرا در مورد بسته بودن تونل اصلا اطلاع رسانی نشده بود؟با تشکر اززحمت کشان نیروی انتظامی.
البته من هم ازاین راه پیوندهایی راکه به وبلاگ « ارتباطات »داده شده است .اینجا شناسایی کرده ام.
وبلاگ فرهنگ ایران آقای کیانوش پازوکی هم مجالی است برای اندیشیدن درباره فردای ایران زمین.
امید جهانشاهی دروبلاگ خواندنی اش مطلب جالبی درباره مردم نگاری رسانه از کلاس فوق لیسانس دکتر گیویان نوشته اند که دیدنی است البته من تاکید می کنم که هیچ روش تحقیقی بر روش های تحقیق دیگر ارجحیت ندارد و تنها امکان استفاده از روش وگره گشایی اش در یافتن داده ها و تفسیرشان ، یک روش را بر دیگر روش ها ارجحیت می بخشد.
من هم می پذیرم که متاسفانه در دانشگاه های ما آنقدر که به روش کمی بها می دهند به روش های کیفی بها نمی دهند در حالی که باید پذیرفت که در بسیاری از تحقیقات رسانه ای به ویژه در شناخت مخاطبان،صاحبان رسانه ها وخبرنگاران می توان از روش کیفی مانند مردم نگاری در تحقیقات استفاده کرد.
